راهنمای راهاندازی سایت · ۱۱ آبان ۱۴۰۵ · ۶ دقیقه مطالعه · نویسنده: تاریشا
سایت یا پیج اینستاگرام؟ برای کسبوکار شما کدام اول است
مقدمه
میخواهید فروشتان را آنلاین کنید و اولین سؤالی که همه از شما میپرسند این است که پیج داری؟ نفر بعدی میگوید پیج کافی نیست، سایت بزن. سومی هم میگوید سایت پول دور ریختن است و همان پیج کارت را راه میاندازد. هر سه نفر بخشی از حقیقت را میگویند و هیچکدام همهاش را نمیگویند.
سؤال درست «سایت یا اینستاگرام» نیست. سؤال درست این است که برای کسبوکار شما کدام اول میآید و کدام بعدش. پیج و سایت رقیب هم نیستند، دو ابزار با دو کار متفاوتاند. یکی برای پیدا شدن و حرف زدن با مردم است، دیگری برای اعتماد ساختن و فروختن و ماندن. در این راهنما هر دو را همانطور که هستند کنار هم میگذاریم، با خوبیها و کمبودهای واقعیشان.
پیج اینستاگرام چه کارهایی را خوب انجام میدهد
شروع کردن در اینستاگرام تقریباً هیچ هزینهای ندارد. امروز حساب میسازید، فردا اولین پستتان را میگذارید و هفته بعد شاید اولین مشتریتان را از همانجا بگیرید. برای کسبوکاری که تازه میخواهد بفهمد اصلاً مشتری دارد یا نه، این سرعت شروع یک مزیت واقعی است.
مردم در اینستاگرام وقت میگذرانند و همانجا هم خرید میکنند. محصولتان را در اسکرول روزانهشان میبینند، در دایرکت سؤال میپرسند و اگر جوابتان سریع و صمیمی باشد، همانجا سفارش میدهند. برای نمایش محصول، گرفتن بازخورد و ساختن یک جمع کوچک از مشتریهای اول، پیج ابزار خوبی است و انکارش صادقانه نیست.
ارتباط انسانی هم نقطه قوت پیج است. استوری و لایو و پاسخ به کامنت، حس یک آدم واقعی پشت کسبوکار را میسازد. خیلی از برندهای کوچک ایرانی اول با همین ارتباط شناخته شدند و بعد سراغ قدمهای بزرگتر رفتند.
جایی که پیج کم میآورد
پیج شما روی زمین اجارهای ساخته شده است. قانون بازی را صاحب زمین مینویسد و هر وقت بخواهد عوضش میکند. الگوریتم تصمیم میگیرد پستتان به چند نفر برسد و این دسترسی هیچوقت تضمینشده نیست. پستی که ماه پیش خوب دیده شد، امروز شاید به نصف همان آدمها هم نرسد، بدون اینکه شما کاری کرده باشید.
ریسک از دست دادن حساب هم واقعی است. حسابها به دلایل مختلف محدود میشوند، گاهی اشتباه الگوریتم است و گاهی گزارش رقیب و برگرداندنشان همیشه ساده نیست. سالها مشتری و محتوا را اگر فقط در یک حساب جمع کرده باشید، با یک محدودیت همهاش معلق میماند. در ایران یک لایه دیگر هم هست و آن فیلترینگ است. دسترسی مشتری به اینستاگرام به تصمیمهایی گره خورده که هیچکدام دست شما نیست و کسبوکاری که کل فروشش روی این بستر است، با هر اختلال آن هم میلرزد.
کمبود دیگر پیج، گوگل است. وقتی کسی در گوگل دنبال خدمت یا محصول شما میگردد، پیج اینستاگرامتان تقریباً هیچ شانسی برای دیده شدن ندارد. آن جستجوها به سایتها میرسند. مشتریای که اسم شما را شنیده و در گوگل دنبالتان میگردد هم معمولاً به پیج نمیرسد و اگر سایت نداشته باشید، ممکن است به رقیبی برسد که دارد.
برای کارهای بزرگتر هم پیج سقفی دارد. مشتری سازمانی، همکار تجاری یا کسی که میخواهد قرارداد جدی ببندد، اول دنبال یک نشانی ثابت و رسمی میگردد. قیمتی که فقط در دایرکت گفته میشود و نمونهکاری که میان صدها پست گم شده، برای چنین مشتریای کافی نیست. فروش در دایرکت هم وقتی زیاد شود، خودش مشکل میشود. سفارشها میان گفتوگوها گم میشوند، پرداخت دستی و پرخطاست و شب و نصفشب هم باید آنلاین باشید تا مشتری از دست نرود.

سایت چه چیزی به شما میدهد که پیج نمیدهد
سایت، خانه خودتان است. دامنه به نام شماست، محتوا مال شماست و هیچ الگوریتمی بین شما و مشتریای که دنبالتان میگردد واسطه نمیشود. اگر یک بستر اجتماعی فردا تصمیم بگیرد نباشد، سایتتان سر جایش میماند و مشتریهایتان راه رسیدن به شما را گم نمیکنند.
گوگل مهمترین تفاوتش است. کسی که در گوگل «خرید» یا اسم یک خدمت را جستجو میکند، معمولاً آماده خرید است و سایت همان جایی است که این آدم را میگیرد. پیج برای کسانی خوب است که شما را میبینند، سایت برای کسانی که شما را پیدا میکنند.
اعتماد هم در سایت جور دیگری ساخته میشود. صفحههای مرتب برای خدمات، قیمتهای روشن، نمونهکارهای قابل مرور و راه تماس ثابت، به مشتری میگوید با یک کسبوکار واقعی طرف است. برای خدمتهایی که قرارداد و پیشپرداخت دارند، همین حس رسمی بودن خیلی وقتها شرط شروع همکاری است.
فروش و سفارشگیری در سایت ساعت کاری ندارد. مشتری نصفهشب محصول را میبیند، قیمت را میخواند، سفارش میدهد و پولش از درگاه پرداخت رد میشود، بدون اینکه شما بیدار باشید یا در دایرکت جواب بدهید. اطلاعات مشتری و سفارشها هم مرتب و یک جا میماند، نه پخش میان گفتوگوهای مختلف.

پس کدام اول؟ به کسبوکار شما بستگی دارد
اگر تازه شروع کردهاید و هنوز نمیدانید مشتری محصولتان را میخرد یا نه، با پیج شروع کنید. کمهزینه تست میکنید، با مشتری حرف میزنید و میفهمید چه چیزی فروش میرود. فقط از همان روز اول این را بدانید که پیج ایستگاه اول است، نه مقصد. وقتی فروش تکرار شد و سؤال مشتریها از ظرفیت دایرکت گذشت، وقت ساختن خانه اصلی است.
اگر فروشگاه جاافتادهای دارید و مشتری تکراری و سفارش روزانه دارید، ترتیب برعکس میشود. هر روز تأخیر در ساختن فروشگاه اینترنتی یعنی سفارشهای بیشتر در دایرکت، خطای بیشتر در پرداخت دستی و مشتریهایی که از گوگل مستقیم به رقیب میرسند. برای شما سایت اولویت اول است و پیج میشود کانال آوردن مشتری به همان سایت.
اگر خدمت تخصصی میفروشید، مثل مشاوره و پیمانکاری و خدمات فنی، اعتماد حرف اول را میزند. مشتری شما قبل از تماس، رزومه و قیمت و نمونهکار میخواهد و اینها در پیج پراکنده و ناتماماند. برای چنین کسبوکاری سایت شرکتی باید زود ساخته شود و پیج نقش ویترین و محتوای آموزشی کنارش را داشته باشد، نه نقش دفتر اصلی را.
این دو چطور کنار هم کار میکنند
ترتیب درست یعنی هر کدام کار خودشان را بکنند. پیج آدمها را با شما آشنا میکند، سایت آن آشنایی را به خرید و قرارداد تبدیل میکند. محتوای پیج میتواند خواننده را به مقاله و صفحه خدمت در سایت برساند. لینک سایت در بیو، درگاه اصلی این رفتوآمد است و مشتریای که از پیج آمد و در سایت خرید، دیگر فقط یک فالوور نیست، یک مشتری ثبتشده با شماره تماس و سابقه خرید است.
از آن طرف، سایت هم به پیج کمک میکند. مقالهای که در گوگل خواننده میآورد، میتواند او را به پیج شما برساند و محتوای سایت خوراک محتوای پیج میشود. کسبوکارهایی که هر دو را دارند، معمولاً پیج را شلوغتر و سایت را پرفروشتر از زمانی میبینند که فقط یکی را داشتند، چون هر کدام ضعف دیگری را میپوشاند.
قدم بعدی
اگر هنوز پیج ندارید و ایدهتان خام است، از همانجا شروع کنید و عجلهای برای سایت نیست. اگر پیج دارید و فروشش واقعی شده، یا خدمتتان اعتماد و قرارداد میخواهد، قدم بعدی ساختن سایت است. اینکه چنین سایتی چقدر هزینه دارد را در مقاله هزینه طراحی سایت چقدر است؟ با عددهای واقعی نوشتهایم و همه بازهها در صفحه تعرفهها هم هست.
برای عدد مخصوص کسبوکار خودتان، ابزار برآورد آنلاین پروژه چند سؤال کوتاه میپرسد و بازه قیمت و زمان را همان لحظه نشان میدهد. اگر هم در قدمهای اول راهاندازی هستید و نقشه کلی راه را میخواهید، مقاله اولین قدمها برای داشتن یک وبسایت حرفهای را بخوانید.
جمعبندی
پیج اینستاگرام شروع خوبی است و برای دیده شدن و حرف زدن با مشتری لازم است، ولی خانه شما نیست. الگوریتمش دست شما نیست، در گوگل پیدا نمیشوید و برای فروش جدی و اعتماد ساختن سقف دارد. سایت برعکس، دارایی خودتان است و پیدا شدن در گوگل، فروش شبانهروزی و چهره رسمی کسبوکارتان را میسازد. بیشتر کسبوکارها به هر دو نیاز دارند و سؤال فقط ترتیب است. جایی باشید که مشتری اسکرول میکند، ولی خانهتان را جایی بسازید که هیچکس نتواند از شما بگیرد.
دیدگاهها (۰)
هنوز دیدگاهی برای این مقاله ثبت نشده است. اولین نفر باشید.